شیطنت های آرشام تازه یکساله شده
مامانی گلم وقتی از بابل برگشتیم تا آخر ماه فروردین شما کلی بلا شدی و شیطنت میکنی.
مامان کلی از این شیطونیات عکس رفته برات با توضیحات میزارم ادامه مطلب ببین و بخند که چقدر بلا شدی.

این از خوردن آقا


" مرسی مامان خیلی خوشمزه بود "

همیشه اتاقتو بهم میریزی اینجوری و بدتر از این


" مامانی با این پرده میره بالا آره؟"


قربونت بره مامان

فدای قد و بالات بشم من

میبنی از دست شما مجبودم باکس قاشق ها را پشت بزارم وگرنه همه چیز را میریزی بیرون

" بهتون آموزش بدم؟ این برای شستن لباساست بچه های گل"

" اینم نمیدونم دستگیره اش کجا رفته مدتهاست دنبالشم اما پیدا نمیکنم قبلا بودا اما یهو گم شد"

" بله عزیزان من "

" حالا میریم سراغ این "


" این برای شستن ظرف هاست . ظرف ها را میزاریم توش"

" این دکمه روشن شدنشه میزنیم "

از اینجا هم برنامه شستنش را انتخاب میکنیم. برنامه آمزشی امروز ما هم تموم شد"


کاکائو خوردن آقا


نگا صورت نازش چی شد

خسته شده داره برای خوردن تغییر پوزیشن میده خخخخخخخ


بعدش تمام خونه آثار کاکادو خوردن آقا موجوده

اینم از سانس آخر

مراحل یواشکی برداشتن کاکائو و قند برای خوردن:
اول در ظرف را برمیداره

میزاره گوشه میز

کاکائو را بر میداره

یک نگاه به مامان اخمو

در ظرف را میزاره سر جاش و میره یک وشه مخفی که بخورتش

بازم در قندون را برمیداره و قند ررا میگیره

با اشک چشم که مامان دعواش کرده برای یواشکی بر داشتن اینا در قندون را میزاره سر جاش

گرفتنش را ببین تو را خدا چه نازه


آخرم نمیتونه درست بزاره سر جاش

اینم بستنی خوردن آقا آرشام



پیکنیک با عمه جون ها و مامان مولود


عاشق عینکی مامانی رفتیم با بابایی بعدش برات بخریم اما مارک خوب که چشمت را اذیت نکنه نداشتن گفتن از دو سال به بعده


این سه چرخه هم برای بازی شما تو خونه مامان مولوده هر وقت میری تو حیاط بازی میکنی باهاش


آکروبات بازی آرشامی

اما گیر کرده این تو تا مامان بره نجاتش بده



شیطنت های آرشام تازه یکساله شده
